ج فرازمند

35

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى )

كه با اشاعهء اكاذيب ، ترس و وحشت و سستى مىآفرينند ، دست از كردار خود برندارند ما تو را بر آن‌ها مىشورانيم تا نتوانند در جوار شما جز اندكى زندگى كنند ؛ و به صورت افراد نفرين شده هر جا يافت شوند ، آنها را بگيرند و بكشند . » از اين آيات ، به خوبى استفاده مىشود كه منافقان در وحشت و سرگردانى سختى درمدينه قرار داشتند ؛ آيات با لحن شديد و قاطعى پى در پى همانند رعد و برق آسمانى بر ضدّ آنها نازل مىشد ، و هر آن احتمال اين مىرفت كه دستور مجازات و يا حدّاقل اخراج آنها از مدينه صادر گردد . اگر چه شأن نزول اين آيات ، منافقان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله است ، امّا با توجّه به اين كه خطّ نفاق در هر عصر و زمانى ، در برابر خطر انقلابهاى راستين وجود داشته و دارد ، به منافقان همهء اعصار و قرون گسترش مىيابد ؛ و ما با چشم خود تمام اين نشانه‌ها را يك به يك و مو به مو در مورد منافقان عصر خويش مىيابيم . سرگردانى آنها ، وحشت و اضطرابشان و خلاصه بى پناهى و بدبختى و سيه روزى و رسوايى آنها را درست همانند همان مسافرى كه قرآن به روشن‌ترين وجهى حال او را ترسيم كرده است مشاهده مىكنيم . در اينكه ميان مثال دوم و اوّل در آيات فوق چه تفاوتى است ، در اينجا دو تفسير وجود دارد : نخست اينكه : آيهء اوّل « مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى . . . » اشاره به منافقانى است كه در آغاز وارد صف مؤمنان راستين شده بودند و حقيقتاً ايمان آوردند ، امّا اين ايمان مستقر و پابرجا نبود و به نفاق گراييدند . و امّا مثال دوم : « أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَآءِ . . . » حال منافقانى را بازگو مىكند كه در آغاز در همان صف نفاق بودند و حتّى براى يك لحظه ايمان نياوردند . تفسير ديگر اينكه : مثال اوّل بازگو كنندهء حال افراد است ، و مثال دوم مجسّم كنندهء وضع محيطها . لذا در اوّل مىفرمايد : « مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى . . . ؛ مثل آن‌ها مانند كسى است